تبلیغات
چرک نویس های بانویی از دهه ی شصت - یاد ایامی
 
درباره وبلاگ


می‌نویسم میدانم روزی خاطره خواهد شد
Instagram:mina_nemati54


مدیر وبلاگ : مینا نعمتی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چرک نویس های بانویی از دهه ی شصت




۱۴-۱۵ ساله بودم اونوقت ها مادرم فریزر نداشت ولی دو تا یخچال داشت ناهار قرمه سبزی داشتیم و من قرار بود از یخچالی که سبزی ها رو داخلش فریز میشد یه بسته سبزی بیارم هیچوقت کلنجار که با اون برفک و بسته داشتم رو یادم نمیره آخر هم با چاقو نوک تیز افتادم به جون یخچال بسته که جدا نشد باعث شد قسمت فریزر یخچال سوراخ بشه و گاز یخچال خارج بشه من اونروز به جای سبزی قرمه سبزی سبزی کرفس ریختم و خودمو لو ندادم فقط موقع ناهار مادرم مشکوک نگاه کرد :کرفس با لوبیا .

اون یخچال بعد از تعمیر هیچوقت یخچال نشد .

حالا بعد از سال ها که دخترم بعد از مدرسه تخم مرغ آب پزی که صبح درست کردم و نخورده ،ظهر هنگام ناهار داخل مایکرویو گرم میکنه و منفجر میشه ......،

از عصبانیت نمیدونستم بخندم ، گریه کنم فقط به دیواره های اون نگاه میکردم فقط زمانی که داشتم تمیز میکردم یاد خودم و یخچال و قورمه سبزی افتادم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 آذر 1394 :: نویسنده : مینا نعمتی
نظرات ()
چهارشنبه 4 بهمن 1396 06:44 ق.ظ
I just couldn't depart your site prior to suggesting that I actually
loved the usual information a person supply to your guests?
Is going to be back steadily in order to inspect new posts
شنبه 25 شهریور 1396 09:54 ق.ظ
Thanks for ones marvelous posting! I definitely
enjoyed reading it, you are a great author. I will make certain to
bookmark your blog and will eventually come back sometime soon. I
want to encourage yourself to continue your great posts, have
a nice holiday weekend!
پنجشنبه 15 تیر 1396 08:25 ق.ظ
First of all I want to say great blog! I had a quick question which I'd like to ask if you don't mind.
I was interested to know how you center yourself and clear your
mind prior to writing. I have had a hard time clearing my thoughts in getting
my ideas out. I truly do take pleasure in writing however it just seems like the first 10
to 15 minutes are wasted simply just trying to figure out how to begin. Any
ideas or tips? Cheers!
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 06:17 ب.ظ
Do you have a spam issue on this site; I also am a blogger, and I
was wanting to know your situation; we have created some nice practices and
we are looking to exchange strategies with others, why not
shoot me an email if interested.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 05:23 ق.ظ
Thanks for the good writeup. It in truth was a leisure account it.

Glance complicated to far brought agreeable from you!

By the way, how can we be in contact?
شنبه 5 دی 1394 03:14 ب.ظ
هاهاهاهاها خداحفظش کنه الهی بگردم ؛ مامان ترسناک نشین بذارین بچه ها راحت خرابکاری کنن و بعدشم بخندن ، هاهاهاها
البته من شوخی کردم خودم اینکارم
مینا نعمتیمامان همه کاره ان :-)
شنبه 28 آذر 1394 08:13 ق.ظ
بخندین ، هاهاهاها خداروشکر خودش چیزیش نشد
مینا نعمتیخودش چیزی نشد فقط وسط آشپزخونه ایستاده بود جلوی دهنش و گرفته بود که نخنده.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر